تبليغاتX
راپـــــ ـ ـورتچـ ــ ـــ ــــ ــــ ـی
راپـــــ ـ ـورتچـ ــ ـــ ــــ ــــ ـی
ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 توسط شهیده گمنام

بسم الله الرحمن الرحیم

ما می خواهیم هر چه دلمان می خواهد بکنیم، اما دیگران حق ندارند، به ما اسائه ای بکنند؛ ما خودمان، به نزدیکانمان، دوستانمان، هر چه بکنیم، بکنیم، اما دیگران، دشمنان، حق ندارند به ما اسائه ای بکنندآخر ما اگر خودمان را درست بکنیم، خدا کافی است، خدا هادی است. ما خودمان را نمی خواهیم درست بکنیم، اما از کسی هم نمی خواهیم آزار ببینیم. آنهایی که طبعشان آزار است، کار خودشان را می کنند، مگر اینکه یک کافی و یک حافظ جلوگیری بکندما می خواهیم اگر دلمان خواست دروغ بگوییم، اما کسی به ما حق ندارد دروغ بگوید؛ ما ایذاء بکنیم دوستان خودمان را، خوبان را، اما بدها حق ندارند به ما ایذاء بکنندبابا با خدا بساز، کار را درست می کند. چرا در خلوت و جلوت، دلت هر چه می خواهد می کنی؟

[ اینجا] دار امتحان است، شما در فکر این باشید که خودتان را اصلاح بکنید، ما بین خودتان و خدایتان عایقی، مانعی پیدا نشود. اگر اصلاح کردید، رفع مانع کردید بین خودتان و خدا و وسائط [ انبیاء و اوصیاء] خدا اصلاح می کند ما بین شما و خلقحالا که این کارها را کرده ایم، باید توبه بکنیم، باید تضرع کنیم، با آن باب عالی و باب اعلی، باید به سوی او برویم [تا] ما را نجات بدهد، اول از شر خودمان و داخله خودمان، بعدها از شر خارجیها « أعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک » این شهوات، این غضبهای بیجا، این شهوات بیجا، همه اش جنود شیاطین اند، جنود کفارنداینها، که در داخله خود آدم [هستند]بالاخره، حالا که کار را به اینجا رساندیم، خودمان می دانیم دوایش استغفار است،[آیا استغفار] می کنیم؟ چاره ای نیست از اینکه باید به سوی خدا برویم، اگر به سوی خدا نرفتیم موانع هم اگر رفع بشود، موقتاً رفع می شود، دائماً رفع نمی شودتا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم، با نمایندگان خدا ارتباط نداشته باشیم، کارمان درست نمی شود؛ امروز تا فردا، تا پس فردا، این که کار نشدتا رابطه ما با ولی امر، امام زمان صلوات الله علیه قوی نشود، آیا کار ما درست می شود بدون اصلاح نفس؟ 

 ما از خودمان هم باید بترسیم.

بابا بترس برای دین، بترس برای خدا، افسار خودت را نده به کسی که نمی شناسی، او را معیت نکن، کاملاً دور خودت را حفظ کنباز هم نمی ترسیم از کسی! آیا توکل ما بر خدا زیاد است یا قوت ایمان ما زیاد است!! آری کسی نمی تواند ما را گول بزند!! بابا، از دوستان شما به شما مواصلت می کنند. نه از دشمنهای شما
در خلوتمان با خدا، تضرعاتمان، توبه مان، نمازهایمان، عباداتمان، مخصوصاً دعای شریف « عظم البلاء و برح الخفاء » را بخوانیم؛ از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را؛ با او باشیم. حالا اگر رساند؛رساند ! اگر نرساند، دور نرویم از کنار او، از رضای او دور نرویماو می بیند، او می داند حرفهایی که ما به همدیگر می زنیم. او عین الله الناظره [است] و جلوتر از ماها می شنود حرف ما را؛ بلکه خودمان که حرف می زنیم این صدا از لب می آید به [طرف] گوش، فاصله ای دارد، او جلوتر از این فاصله، حرف خودمان را می شنود، از خودمان، کلام خودمان را؛ آن وقت [آیا] ما می توانیم کاری بکنیم که او نفهمد؟ می توانیم کاری بکنیم که او نداند؟ 

« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »


نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 توسط شهیده گمنام
تمام مشکل بشر اين است که شاید خيال مي کند:
 ظهور يکي از راههاي نجاتش است!

.

.

و حال آنکه: 

.

ظهور "تنها راه نجات" است...

نگارش در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط شهیده گمنام

" مـــــــــــــــادر "

هر کاری بکند اهل خانه هم یاد می گیرند؛

حتی اگر ""شــــــــهید "" شود....


شهید نوشت:

....السلام علیک یافاطمه الزهرا....

نگارش در تاريخ یکشنبه بیستم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام
دختر شهید صیاد شیرازی نقل می کند:

یادم می‌آید یک بار ایشان دچار مجروحیت وخیمی شده بود و بنا به ملاحظاتی قرار بود در منزل تحت درمان قرار گیرد.

قبل از اینکه او را با این وضعیت ببینم، همه‌اش در این فکر بودم که پدرم را در حالت درد و رنج خواهم دید؛ اما وقتی برای اولین بار چشمم به او افتاد، دیدم لبخندی بر لب دارد.
تا خواست گریه‌ام بگیرد، با همان صلابت همیشگی‌اش امر کرد که: "گریه ممنوع ".
...
هر تیری که از بدن وی بیرون می‌آ‌وردند، ما به جای هر ناله و دردی، فقط "صدای تکبیرش" را می‌شنیدیم.

نگارش در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام

شهادت مبارکت باشد ای آسمانی

...ای شهید ... ای آنکه درکرانه ابدی و ازلی وجود برنشسته ای دستی برآرو ماقبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش...

شادی روح شهید فاتحه ای نثار کنید...

نگارش در تاريخ جمعه هجدهم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام
شیطان پرستان دارای یك سری اعتقادات هستند كه در كتاب انجیل شیطانی آمده است و همچنین دارای كلیسای شیطان نیز میباشند كه در 30 آوریل 1966 توسط آنتون لاوی تاسیس شد و در پس از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسید و در حال حاضر نیز توسط یكی از اعضای قدیمی آن یعنی پیتر گیلمور اداره میشود . این كلیسا تنها مكانی‌ است كه بر اساس قوانینش با استفاده از كمكهای مالی دولتها برقرار نیست و اعضای آن براي ورود به آن باید پول بپردازند در ضمن كودكان نیز تا زمانی كه توانایی درك فلسه آنها را پیدا نكرده اند اجازه ورود به آنجا را ندارند .در ضمن ورود افراد غیرشیطان پرست به آنجا بدون ایراد میباشند.

انجیل شیطانی شامل 4 بخش است : “كتاب شیطان” ،”كتاب لوسیفر”،”كتاب بلیل Book of Belial ” و” كتاب لویتان Book of Leviathan” که هر کدام شامل مطالب خاص خود ميباشند فصل اول اين کتاب احکام 9 گانه شيطان پرستي است . خوب است نگاهي به اين 9 حکم بيندازيم :

1. شیطان به جای ریاضت نماینده افراط است.

2. شیطان به جای اینكه نمایاننده توهم های معنوی باشد نماینده زندگی مادی است.
( همه مسائل و تجارب غيرمادي و معنوي از ديد آنها توهم و دروغ و تظاهر خوانده ميشود.)
3. شیطان نشان دهنده عقل پاك است به جای خودفریبی متظاهرانه.

4. شیطان نشانه عشق به افرادی است كه لیاقتش را دارند نه هدر دادن آن براي افراد نمك نشناس .
(درست برعکس مسيحيت و ساير اديان که عشق به انسانها را به انسانها آموزش ميدهد)

5. شیطان به ما انتقام جویی را به جای برگرداندن طرف دیگر صورت نشان میدهد.
(درست برخلاف کلام حضرت عيسي(ع) ؛ در اسلام نيز در برابر ظلم سکوت نميکند اما پاسخ يک سيلي را فقط يک سيلي ميداند و بس!)

6. شيطان به ما مسئوليت در برابر مسئول را به جاي مسئوليت در برابر موجودات ترسناک خيالي را مي آموزد.( يعني اعتقاد به معاد و بهشت و جهنم را تنها عامل انسانيت افراد با ايمان ميداند و همچنين خود را فقط دربرابر کسي مسئول ميداند که در برابرش مسئوليت دارد نه ساير افرادي که ممکن است درگير عملي شوند که او انجام ميدهد.)

7. شيطان ميگويد که انسان حيوان ديگري است، گاه برتر و اکثر مواقع به دليل ” روح خدايي و پيشرفت ذهني اش که از او بدطينت ترين حيوان را ساخته است ” پست تر است. (دقت کنيد که روح خدايي که به اعتقاد اديان منشاء و دليل بزرگي و خوبي انسانهاست در اين نظريه دليل بدطينت ترين موجود بودن اوست.)

8. شيطان آنچه را که گناه مينامند را عواملي برای ارضاي نيازهاي فيزيکي ، حسي و ذهني ميداند.
( يعني گناهان را برای ارضاء نيازهاي انساني لازم ميداند)

9. شيطان بهترين دوست کليساست زيرا آن را سالها مشغول کرده.
بد نيست برخي قسمتهاي اين کتاب را بخوانيم :
” به نام خدای بزرگ ما ؛ شيطان ؛ به شما فرمان ميدهم که از دنيای سياه بيرون آييد . به نام چهار شهريار سياه جهنم ؛ پيش آييد . شيطان ؛ جام باده لذت را بردار . اين جام پر از اکسير زندگی است ؛ و آنرا با نيروی جادوی سياه انباشته کن . اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و حامی آن است . آمين ”

ای دوست و همدم شب ؛ تو از صدای سگ ها و ريختن خون شاد ميشوی ؛ تو در ميان سايه های قبور ميگردی ؛ تو تشنه خون هستی و بشر را تهديد ميکنی گور گومورو ؛ ماه هزار چهره ؛ به قربانيان ما با نظر مساعد بنگر . دروازه های جهنم را بگشا و بيرون بيا … ”
و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده است:

حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی، انتظار بازپس گرفتن از دیگران،(آنچه به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات !
لاوی سپس ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:

۱- هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.

۲- هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران می‌خواهند آن را بشنوند بازگو نکن.

۳- وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.

۴- اگرمهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.

۵- هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.

۶- هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو می‌خواهد آن را بگیری.

۷- اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هایت استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.

۸- هرگز از چیزی که نمی‌خواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.

۹- کودکان را آزار نده.

۱۰- حیوانات (غیر انسان) را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.

۱۱- وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر می‌داری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

منبع:راسخون

نگارش در تاريخ پنجشنبه دهم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام

 عکس   مطالب خواندنی در مورد امام زمان

امام حسن عسگری(ع):

هما نا او غیبتی خواهد داشت که در آن کسی از هلاکت نجات نیابد مگر آنکه خداوند او را بر امامت وی ثابت قدم بدارد و او را در دعا برای تعجیل فرجش موفق سازد .

دعا برای آن بزرگوار موهبتی است که نصیب همه کس نمی شود و توفیقی است که روزی همه کس نگردد.

پس اگر مشغولی به دعا برای فرج، پیشانی ات را به مهر نزدیک کن و شکر این نعمت بزرگ را به جای آور.

نگارش در تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام
امروز را به یاد تمام شب های بی خوابی ات در پرستاری از نگاه های تبدار و صورت های سیلی خورده، به نام تو رقم زده اند.

گویی در تقدیر تو نوشته بودند که پرستار صورت های کبود باشی و التیام بخش دستان تازیانه خورده.

کودک بودی که پیش چشمان معصومت، مادرت در بستر بیماری افتاد؛ یک بیماری غریب!

تو با همه کودکی ات خوب می دانستی که پهلوی شکسته و سینه ضرب دیده را با اشک چشم نمی توان مداوا کرد، اما از تو که صدای شکسته شدن استخوان پهلوی مادر را بین در و دیوار شنیده و جای زخم میخ را بر سینه دیده بودی، چه کاری برمی آمد جز گریه و دعا!

همان طور که برای سر شکافته پدر نیز نتوانستی کاری بکنی، جز این که کتاب خدا را بر سر بگذاری و دل به کلام حق آرام سازی.

وقتی هم که بالای طشتی رسیدی که به خونابه جگر پاره پاره برادرت حسن علیه السلام آغشته بود، فقط توانستی از عمق دل گریه سر دهی و پا به پای زرد شدن روی حسن علیه السلام ، تو نیز رنگ ببازی و از پا بیفتی.

در کربلا نیز در همهمه حمله سپاه دشمن به خیمه های آتش گرفته و هجوم تازیانه های سرگردان، بیش از همه در اندیشه آن تن تبدار و بیمار بودی که گلیم کهنه از زیر پایش به غنیمت می بردند و شمشیر بر گردنش می نهادند تا ثمره اهل بیت از ریشه قطع شود.

اما از همه سخت تر، شب های خرابه بود که تو هیچ نداشتی برای تیمار چشم کبود دخترک سه ساله که با گلوی خشکیده اش در هر نفس هزار بار بابا می گفت.

زخمی ترین پرستار عالم!

تو از کجا می توانستی مرهمی بیابی برای داغ دل مادرت که کودک 6 ماهه اش را پشت در به ضرب لگد پرپر کردند؟

تو چگونه می خواستی فرق شکافته پدر را دوباره بند زنی، در حالی که دلش به تیغ نفاق و دورویی امتش، هزار چاک شده بود؟

تو با کدام تاب و توان می خواستی جگر سوخته حسن علیه السلام را که در خلوت خانه اش غریب بود، التیام بخشی و یا جای زخم غل و زنجیر بر بدن سجاد علیه السلام را مرهم بگذاری، در حالی که از دستان سوخته و کبودت خون تازه می چکید؟

رقیه علیهاالسلام اگر در دامان تو جان داد، جای دیگری نداشت برای باز کردن عقده دلش که تاب یتیمی نابهنگامش را نمی آورد.

زینب جان! هنوز هم تو پرستار همه دل های زخم خورده ای و تسلاّی قلب های شکسته از سر انگشتان با کرامت توست.

به جز سوخته دلی چون تو، چه کسی می تواند دل های سوخته مردمان را شفای دوباره ببخشد؟


شهید نوشت:

ولادت حضرت زینب و روز پرستار مبارک...


نگارش در تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام
اری ...

هنوز زمزمه شان در گوشم است ...


ان شب که در سجده خونینشان مهدی را صدا زدند


انان رفتند و مارا لیاقت رفتن نبود ...


عاشق کجا و عاشق نما کجااا ؟


بافتن کجا و یافتن کجا ؟


شنیدن کجا و دیدن کجا ؟


در اخرین دعای کمیلی که با هم خواندیم در اشکهایشان نشانه عشق بود


و در شوقشان نشانه شهادت ...


قطرات اشکشان ایینه ای بود شهید نما


کف خیس سنگر ... عطر خویش را مریون انهاست...


و جبهه در معنویت خویش و امداد روح عرفانی انهاست...


از نجوایشان معلوم بود ...مسافرند


از التهاب مناجاتشان روشن بود که مهاجراند و ...


و ما نیز شوق شهادت داشتیم اما ...


مارا سعادت نبود و به ان محضر راه ندادند


شاید هنوز به خلوص و اخلاص نرسیده بودیم ...


هر خانه ای مزار انهاست...


و هر دلی ارامگاه سرخ شهیدان ...


انان روزی خوران زنده درگاه خداوندند ...

نگارش در تاريخ سه شنبه هشتم فروردین 1391 توسط شهیده گمنام
هزار هزار شور و شوق لبان پر ز خنده.........
 هزار هزار بسیجی هزار هزار پرنده.........
 هزار هزار پهلوون هزار هزار همخونه.......
 رفتند که ما بمونیم .....................
رفتند که دین بمونه ................
شهدا را یاد کنیم.....................
 اگرچه با یک صلوات

شهید نوشت:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم